دوست یابی:

امروزه با گسترش روابط اجتماعی و فراگیر شدن ارتباطات مجازی در شبکه های اجتماعی، کشش و میل زیادی به دوستی ها و آشنایی های قبل از ازدواج در بین جوانان ایجاد شده است.

 

در اغلب موارد چنین آشنایی هایی بدون شناخت درست و اصولی پی ریزی میشوند و در طولانی مدت به کشش درونی و ایجاد علاقه های شدید و البته بدون منطق منجر می شوند. ادامه دار شدن دامنه ی چنین روابطی در طولانی مدت می تواند چند نتیجه در برداشته باشد:

 

یا این روابط دوستی به شناخت درست و اصولی منجر می شود  و دو طرف پس از طی یک دوره ی دوستی تصمیم به ازدواج و بستن پیمان زناشویی میگیرند و یا پس از کش و قوس های فراوان، دو طرف یا یکی از طرفین، از ادامه دادن این رابطه ی بی هدف، مایوس و دلزده شده و قید این دوستی را می زند.

 

بهترین محک برای تعیین نوع رابطه ی دوستی این است که ابتدا رابطه تعریف شود و هدف از رابطه شناسایی گردد.


۱_هدف از ادامه دادن این رابطه چیست؟

۲_و آیا این رابطه مرا به این هدف نزدیک میکند یا خیر؟

 

گاهی انسان ها برای پر کردن خلاهای عاطفی خود به یک رابطه ی شکست خورده، ادامه میدهند؛ صرفا به این دلیل که، گمان میکنند بدون این رابطه توان ادامه ی زندگی را ندارند.

 

اما روانشناسان معتقدند که، در مواقعی که تشخیص بحران و یافتن راه حل در روابط عاطفی، برای ما امکان پذیر نیست؛ یک فراق کوتاه مدت اجباری، می تواند تکلیف خیلی از مسائل را روشن کند. چرا که در این برهه میتوان بدون حس وابستگی به پاسخ این سوالات فکر کرد.

 

_آیا ادامه ی این رابطه، هنوز هم میتواند حال مرا خوب کند یا فقط باعث دل شکستگی من خواهد شد؟

  • چرا باید این رابطه را حفظ کنم؟
  • آیا به هر قیمتی حاضرم رابطه ام را حفظ کنم؟
  • آیا میتوانم به پایان خوش آن امیدوار باشم یا خیر؟

 

انسانها در خلوت خود معمولا صادقانه به این سوالات پاسخ می دهند و بر اساس واقعیت های موجود تصمیم نهایی را اخذ میکند.

 

 

ازدواج

در باور عموم مردم، ازدواج، اصلی ترین و اثر بخش ترین انتخاب در زندگی هر فرد محسوب می شود.

پیوندی که در آن نه تنها دو انسان، بلکه دو فرهنگ، دو خانواده و دو دیدگاه مختلف و چه بسا متقابل به هم گره میخورند.

در فرایند شکل گیری یک ازدواج موفق عوامل مختلفی می تواند مهم و موثر باشد. در ادامه ی این مطلب به نکاتی برای یک داشتن ازدواج موفق اشاره می کنیم.

 

چرا ازدواج میکنم؟

 انتخاب شریک زندگی، به فراخور ویژگی های فردی و اخلاقی هر فرد متفاوت و متنوع است. بهترین توصیه ای که روانشناسان حوزه ی ازدواج می کنند این است که قبل از انتخاب شریک زندگی تان، ملاک ها و معیارهای فردی و اجتماعی خود را فهرست کنید.

 

لازمه ی نوشتن چنین فهرستی، رسیدن به خودشناسی و شناسایی ویژگی های فردی و شناخت زیر و بم روحی خودمان است. بی شک اگر من به عنوان یک فرد آماده ی ازدواج، درک درستی از خواسته های خود نداشته باشم؛ نمیتوانم به انتتخاب خود ایمان داشته باشم و معیارهایم را بر اساس آن شکل دهم.

همان طور که در آموزه های دینی ما هم تاکید شده است خودشناسی اولین قدم،  برای شناخت خدا نیز هست. انسان متعالی برای درک موقعیت های برون فردی، ابتدا به ضمیرناخودآگاه خویش رجوع میکند، سپس بر اساس شناخت به دست آمده میتواند توقعات، خواسته ها و ایده های خود از ازدواج را فهرست کند.

روانشناسان معتقدند که دلایل بخشی از افراد برای اقدام به ازدواج، غیر اصولی و نادرست است و با چنین دلایلی نمیتوان انتظار یک ازدواج موفق را داشت.

ازدواج  برای فرار از تنهایی، ازدواج برای عقب نماندن از قافله ی متاهلان، ازدواج به صرف اینکه یک مرحله از زندگی انسان است و باید سپری شود، ازدواج برای فرار از مشکلات زندگی، برای داشتن موقعیت مالی  بهتر و خیلی از دلایل دیگر، جزو این دسته بندی قرار میگیرند.

 

 اگر تصمیم به ازدواج داریم پس قطعا ازدواج ما بیشتر از اینکه حالت معامله را داشته باشد باید یک ازدواج حسنه باشد که بر غنای فکری و اخلاقی ما بیفزاید و آرامش را در زندگی ما حکمفرما سازد.

 

 

شناخت هم و دوستی

از دیرباز در کشور ما بیشتر ازدواج ها به شکل سنتی انجام میگرفت.

به این صورت که دختر و پسر از طریق خانواده ها یا از طریق یک واسطه ی معتبر به هم معرفی می شدند و فرایند آشنایی و ازدواج، زیر نظر مستقیم خانواده ها انجام میگرفت.

اما همان طور که در آغاز یادداشت اشاره شد امروزه با تغییر بافت سنتی جامعه و گسترش روابط آزاد بین جوانان، کشش و میل بیشتری به سمتازدواج مدرن ایجاد شده است.

ازدواجی که در آن دو طرف مستقیما با همدیگر آشنا میشوند و پس از پشت سر گذاشتن مراحل اولیه، خانواده ها را در جریان قرار میدهند.

 

ازدواج سنتی و مدرن

اما در این میان خانواده هایی هستند که ازدواج سنتی و مدرن را با هم تلفیق میکنند و در آشنایی سنتی امکان شناخت دو جانبه و رفت و آمد معمول را به دختر و پسر میدهند تا در کمال آرامش به شناخت از طرف مقابل دست پیدا کند.

تجربه نشان داده است که حذف خانواده از پروسه ی شناخت، معمولا به ضرر دو طرف می انجامد، چرا که حضور و نظارت و راهنمایی بزرگترها جلوی به وجود آمدن خیلی از مصائب و مشکلات را میگیرد و از بروز بحران های روحی و روانی جلوگیری می کند.

اگر یک ارتباط سالم تحت نظارت خانواده ها پی ریزی شود؛ دو طرف در کمال ادب و صداقت و در چارچوب اخلاق می توانند به شناخت درستی از طرف مقابل دست پیدا کنند. بدون اینکه احساسات خام و نسنجیده را وارد روابط کرده و دچار یاس و ناکامی شوند.

 

ازدواج موفق

بی شک طی کردن درست و اصولی مراحل قبلی می تواند یک نتیجه ی شیرین در پی داشته باشد. ازدواج پیوند دو قلب است که می توانند در کنار یکدیگر مسیر روشنی را ساخته و پایه گذار اتفاقات شیرین در زندگی همدیگر شوند.

 

برای داشتن یک ازدواج موفق خیلی از فاکتورهایی که امروزه به آنها می اندیشیم واقعا کارساز نیست و بقا و ماندگاری ازدواج را تضمین نمیکند. یک داستان قدیمی وجود دارد که می گوید:

 

«برای چیزی همسرت را انتخاب کن که میدانی هیچ گاه آن را از دست نخواهد داد»  این داستان را مقایسه کنیم با معیارهای ازدواج های امروزی که متاسفانه بیشتر در برگیرنده ی ظاهر است.

«مادیات، ظاهر زیبا، موقعیت شغلی ، موقعیت خانوادگی و تحصیلات.»

هیچ کس منکر اهمیت معیارهای زیبایی شناسی در امر ازدواج نیست؛ اما مهم این است که این معیار ها در رتبه های اول برای انتخاب قرار نگیرند و معیارهای اخلاقی را تحت الشعاع خود قرار ندهند.

 

رسیدن به قله های موفقیت، کسب جایگاه شغلی عالی، تمکن مالی و چیزهایی از این دست را میتوان پس از ازدواج و در کنار همدیگر نیز به دست آورد اما مشکلات اخلاقی، رفتاری و ناسازگاری ها را نمیتوان بعد از ازدواج حل و فصل کرد.

 

 

نکات طلایی

در دوره ای که زندگی می کنیم، میل و کشش جوانان به ازدواج کاهش یافته است. این امر دلایل گسترده ای دارد و شاید یکی از هزار دلیل  آن را بتوان، گسترش روابط آزاد و سهل تر شدن این گونه روابط دانست. روابطی که در دنیای امروزی شکل می گیرد به دلیل بی هویتی و عمق نداشتن، محکوم به شکست است. روابطی که بدون شناخت عمیق و بدون دخالت خانواده ها در جامعه ی ما شکل می گیرند؛ درصد کمی از آن ها به ازدواج و درصد کمتری به ازدواج موفق ختم می شود.

گاهی باید برای ادامه دادن یا ندادن به یک رابطه از خود سوال کنیم که چرا این رابطه برای من مهم است و اصلا چرا باید به آن ادامه دهم؟

ازدواج مهمترین انتخاب هر فرد در زندگی محسوب می شود. انتخابی که اگر عاقلانه و آگاهانه شکل نگیرد عواقب آن دامن گیر خود فرد و خانواده اش خواهد بود.

پس بهتر است قبل از عملی کردن تصمیم ازدواج، به شناخت خود و علایق و نقاط ضعف و قوت شخصیت خودمان بپردازیم و سپس بر اساس این شناخت فرد مقابل را به زندگی مان وارد کنیم.

اینگونه است که می توانیم شاهد شکل گیری یک ازدواج موفق و با دوام باشیم.